قلعه بابک
قبل از رسیدن به دروازه قلعه و ورود به بنای مستحکم دژ باید از معبری عبور کرد که به صورت دالانی است و از سنگهای منظم طبیعی شکل گرفته و تنها گنجایش عبور1 نفر را دارد و حتی دو نفر نیز به سختی میتوانند از آن بگذرند.
فاصله این معبر تا قلعه در حدود 200 متر است و مقابل آن قرار دارد. از همین نقطه است که سختی راه و ابهت خاص این قلعه بلند و موقعیت خیره کننده آن، بیننده را به اعجاب وا میدارد.
امتداد بصری معبر در نهایت به دروازه قلعه ختم میشود و دقیقاً در راستای آن قرار دارد که باعث میشود ورود هر تازه وارد و سپاهی از طریق دو برج دیده بانی در سمت دروازه ورودی قابل رؤیت باشد.
برای نفوذ به داخل تنها راه ورود دروازه اصلی است و از کوهستان امکان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.

با گذر از دروازه ورودی و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسیدن به دژ اصلی باید از گذرگاهی باریک که حدود 100 متر است صعود از ارتفاع را نیز به همراه دارد گذشت تا به مدخل ورودی قلعه رسید، مسیری صعب العبور که از یک سمت مشرف به درهای است با جنگلهای تنک و ژرفایی در حدود 400 متر که به صورت تیغه و دیواره تا قعر دره ادامه دارد.
در تکیه گاههای طبیعی این دیوارهها و 4 جهت بنا 4 جایگاه برای دیدهبانها به صورت نیمه استوانه ساخته شدهاست. اینها مقر کوه بانیهها و سربازانی است که هر جنبندهای را تا کیلومترها دورتر، از فراز درهها و کوهپایهها زیر نظر میگرفتند.
پس از صعود، برای ورود به دژ اصلی از ورودی دیگری با پلکانهایی نامنظم باید عبور کرد. چهارسوی ورودی دژ، به وسیله دو ستون کاذب مشخص شده است.
بنای دژ که دو و سه طبقه است، پس از ورودی قرار گرفته است و پس از آن تالار اصلی وجود دارد که اطراف آن را 7 اتاق فرا گرفته است، اتاقهایی که به تالار مرکزی را دارند.

در قسمت شرقی دژ تأسیسات دیگری مرکب از اتاقها و آب انبارها ساخته شده است؛ سقف آب انبارها با طاق جناغی و گهوارهای استوار شدهاند.
محوطه داخلی آنها نیز به وسیله نوعی ساروج غیر قابل نفوذ گردیده و به هنگام زمستان از برف و باران پر شده و در تابستان و هنگام مضایق و محاصرهها از آب آنها استفاده میشده است.
در سمت شمال غربی دژ، پلههایی سرتاسری وجود دارد که اکنون ویران شده است و بخشهایی از آن از خاک بیرون مانده است و تنها راه صعود به بخشهای مرتفعتر بناست که محوطه وسیعی است و احتمالا جایگاه سربازان بوده که از آنجا به همه چیز و همهجا تسلط کامل داشتهاند. از همینجا بوده است که بابک خرمدین آن دلاور بینظیر به مدت ۲۲ سال لشکریان سه خلیفه ستمگر و انسانکش عرب، یعنی هارونالرشید، مامون و معتصم را معطل کرده و شکست داده بود.
از آثار معماری و برخی از سنگهای زبره تراش و روش چفت و بست سنگها و ملات ساروج و اندود دیوارها از نوعی گچ و خاک میتوان دریافت که ساختمان این دژ و قلعه در روزگار اشکانیان و بخصوص ساسانیان ساخته شده است.
این دژ در قرون دوم و سوم و تا چند قرن پس از آن مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته و تغییراتی در آن به وجود آمده است.

اشیا و ابزاری که از قلعه بابک به دست آمده، سفالینههای منقوش و لعاب خورده است که یک دوره استقرار تا اوایل قرن هفتم هجری را نمایش میداد.
همچنین تعدادی سکه مسی کشف شده که برخی از آنها به علت ساییدگی و زنگ خوردگی فراوان غیرقابل خواندن است و در بین این سکهها برخی مربوط به اتابکان آذربایجان و هزارسیبان (قرون ششم و هفتم هجری) هستند.

به لحاظ سوق الجیشی، موقعیت استقرار بنا بر فراز قله به گونهای ست که 20 نفر سپاهی قادر بودند هجوم یک سپاه صد هزار نفری را مانع شوند و تلفاتی هم نداشته باشند.
چون تیر و کمان و اسلحه معمول زمان به سربازان و ابزارآلات دفاعی که بر بلندی موضع میگرفتند به جهت بعد مسافت بی تاثیر بودند.
قلعه بابک در سال 1345 با شماره 623 در لیست آثار ملی، تاریخی و فرهنگی ایران ثبت شد و مرمت آن از سال 1376 توسط اداره کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی آغاز شد.
راه دسترسی به قلعه از سه طرف می باشد:
1– مسیر قلعه درهسی که در جنوب قلعه واقع شده است و صعب العبور میباشد.
2– مسیر هتل بابک که کمی بالاتر از روستای شجاعآباد است.
3– مسیر ییلاق که ۱/۵ کیلومتر از مسیر را میتوان با اتومبیل طی کرد که نسبت به دو مسیر قبلی بهتر است.
منبع:تابناک، ویکی پدیا
هان ای کوه بلند ای سراپا همه بند! از تو این تجربه آموخته ام که نلرزد دلم از غرش سنگین زمان و هراسی ندهم راه به دل از طوفان کاه بودن ننگ است کوه می باید بود...