گزارش برنامه دره پیمایی آبشار آتشگاه
آبشار آتشگاه لردگان در موقعیت جغرافیایی E510027 N311444 در استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد. آبشار آتشگاه، آبشاری است که در شهرستان لردگان، در فاصلهٔ ۴۵کیلومتری شهر لردگان و ۱۹۰ کیلومتری شهرکرد و 20 کیلومتری روستای سردشت قرار دارد.
رودخانه خرسان نیز که از سرچشمههای اصلی کارون و از ارتفاعات برفگیر دنا و زاگرس مرکزی در جنوب استان اصفهان و شمال کهگیلویه و بویر احمد سرچشمه میگیرد، پس از الحاق چندین رود و چشمه دیگر در چهار محال بختیاری وارد استان خوزستان میشود.
جاده آسفالته، نشیمنگاه، آلاچیق، سرویس بهداشتی و دسترسی به روستاهای اطراف از امکانات موجود در روستای آتشگاه لردگان است.
شیب زیاد و پستی و بلندی های دره، آبشارهای کوچک متعددی را ایجاد کرده است. دره مشتمل بر ۱۰ آبشار اصلی است که هرکدام زیبایی خاص خود را دارد. پیوند عناصر زیبای طبیعی مانند دره، سبز زار و اقلیم مناسب، فضای بسیار فرح بخشی را جهت تفرج در این مکان فراهم می آورد.
درختان بلوط و چنار مسیر آبشار تا محل اتصال به رودخانه خرسان، چنان این منطقه را مزین کردهاند که آتشگاه به یکی از دیدنیترین مناطق گردشگری استان چهارمحال و بختیاری تبدیل شده است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم این منطقه به خوزستان گرمسیر نزدیک است و به همین دلیل در تمامی طول سال پذیرای طبیعتگردان و گردشگران است. رودخانه خرسان یکی از پرآب ترین سرشاخههای کارون بزرگ پس از حرکت از کوههای دنای سمیرم وارد شهرستان لردگان شده و در نهایت به دریاچه سد کارون 3 خوزستان می ریزد.
ساعت نیم روز جمعه مورخ ۲۱ تیر ماه ۱۳۹۲ از دروازه شیراز به سمت پلیس راه مبارکه وبروجن حرکت کردیم. ساعت ۲شب توقف کوتاه بعد از بروجن داشتیم و ساعت ۵/۳ به پلیس راه لردگان رسیدیم.انتهای شهرستان لردگان مسیری هست که تابلوی روستای سردشت را نشان می دهد و پمپ بنزین اول جاده وجود دارد که از آنجا تا روستای آتشگاه ۴۵ کیلومتر است. وحدود ۵/۱ ساعت زمان.سردشت روستای بزرگی است دارای خانه بهداشت و مدرسه وشهرداری ولی مسیر دارای چند روستای دیگر نیز هست که پر از سبقت گیر است.
ساعت ۶صبح به روستا رسیدیم. مسیر جهت پروژه سدسازی ونیروگاه کارون ۳ بسیار ناهموار ودارای سینه کشی زیادی بود. ساعت ۳۰/۶ کوله پشتیها را انداخته و پس از چند توصیه راجع به چگونگی برنامه توسط آقای تمباکوزاده شروع به حرکت در مسیر دره به سمت بالا کردیم.
سرپرست برنامه جلال زارع وکمک سرپرست جلال تمباکوزاده وسرپرست فنی برنامه جواد اله یارنژاد بودند. پس از رسیدن به پارکینگ آقای خالدی حدود ۴۵دقیقه جهت صرف صبحانه توقف داشتیم ومسیر جاده خاکی را تا رسیدن به اولین آبشار کوچک ادامه دادیم. بعد از اندکی توقف جهت عکاسی گروه با چند تا بده وبستان از روی رودخانه وعبور از پلهای چوبی مسیر از کنار دهانه غار رد شدیم تا به آبشار دوقلویی که از سمت چپ غار خودنمایی می کرد رسیدیم. گروه جهت اندکی استراحت بدستور سرپرست برنامه توقف کرد واز دست راست غار و از روی جای پاهایی که جهت عبور از گذر باریک ونسبتا لیز در آورده بودند عبور کردیم تا به آبشار سه شاخه دیواره رسیدیم.
آقای اله یار نژاد جهت ارزیابی مسیر به بالای دیواره رفت وپس از بازدید از چند آبشار فورا بازگشت.تصمیم براین شد که کوله پشتی ها را پایین گذاشته و از دیواره بصورت زیکزاک عبور کردیم. تیم از آمادگی نسبتا خوبی برخوردار بود وبرای هر نفر مبتدی یک حمایت مناسب داشتیم. نهایتا از دست راست آبشار چهارم نیز گذشتیم. آبشار پنجم بافاصله از مسیر بود از اینجا به بعد باید از روی چند تنه درخت تنومندی که در مسیر بود عبور میکردیم. آب رودخانه نسبت به سال گذشته بیشتر بود.
با حمایت از کنار آبشار ششم که دا رای مسیر سرسره بود گذشتیم ونهایتا به آبشار هفتم که سرچشمه بالای آن بود وبصورت کاسه یا حوضچه ای از بالا بر روی مسیر سرسبز درختچه ای میریخت رسیدیم. باتصمیم سرپرست برنامه نیم ساعت توقف کرده و از ادامه مسیر به سمت آبشار فواره صرفه نظر کردیم. مسیر آبشار فواره ویژگی های خاص خود را دارد وچندتا از بچه ها خسته بنظر می رسیدند.
همان مسیر رفت را تا ژای دیواره برگشتیم ساعت ۵/۱۲ ظهر بود. نهارخوردیم وساعت ۳ به سمت پایین دره راهی شدیم. ساعت ۵/۴ طبق برنامه تنظیمی به پای ماشین رسیدیم. لباس عوض کردیم وبه راه افتادیم. چشمه برم لردگان ایستادیم. آقای زارع با بستنی از افراد پذیرایی دلچسبی در آن گرمای تیرماه کردند. ساعت ۲۲پلیس راه مبارکه رسیدیم و پایان برنامه با پیاده کردن تیم در مقصد به پایان رسید.
هان ای کوه بلند ای سراپا همه بند! از تو این تجربه آموخته ام که نلرزد دلم از غرش سنگین زمان و هراسی ندهم راه به دل از طوفان کاه بودن ننگ است کوه می باید بود...